دانشمندان در مرز دستیابی به چیزی هستند که اینشتین آن را غیرممکن خوانده، اما به دفاع از نظریات وی خواهد پرداخت.

دانشمندان پروژه مشترک Geo600 انگلیس و آلمان از مدتها پیش به دنبال شکار گریزان‌ترین نیروی جهان که «امواج گرانشی» نام داشته، هستند که در زمان انتشار وزن ستاره‌ها در اطراف، در فضا پرتاب می‌شوند. طبق این فرضیه، در زمان سقوط ستاره‌ها در سیاه‌چاله‌ها یا چرخش بسیار نزدیک ستاره‌های نوترونی در کنار هم، فشار گسترده‌ای بر تار و پود فضا – زمان بوجود آمده که آن را به جلو سوق داده و سپس به سوی خود می‌کشد؛ بطوری که ریزموجهای انرژی گرانشی در سراسر جهان تابیده می‌شوند.

تا به امروز هیچ فردی موفق به شناسایی این امواج گرانشی نشده است. پروژه آزمایشگاه روث در آلمان برای غلبه بر این مشکل ساخته شده تا به نمایش وجود این اختلالات در فضا-زمان پرداخته و نظریه اینشتین را در مورد گرانش اثبات کند.

آلبرت اینشتین در نظریه نسبیت خود به پیش‌بینی وجود امواج گرانشی پرداخته که با رویدادهای بسیار پرانرژی مانند ابرنواختر یا برخورد ستاره‌های نوترونی تنظیم می‌شوند. از سوی دیگر وی همچنین پیش‌بینی کرده که به دلیل ضعیف بودن این امواج در زمان نزدیک شدن به زمین، شناسایی آنها غیرممکن است.

اکنون دانشمندان قصد دارند که صحت نظریه اول و اشتباه بودن بخش دوم را اثبات کنند. البته نمایش هوش و خطاپذیربودن اینشتین تنها بخشی از این پروژه است. پس از کشف امواج گرانشی و پیچیده‌تر و حساس‌تر شدن آشکارسازها، ستاره‌شناسان قادر خواهند بود به تحلیل ویژگی‌های این امواج پرداخته و از آنها برای مطالعه اجسامی که منبع تابش آنها بوده‌اند، استفاده کنند.

با این امواج، ستاره‌شناسان قادر خواهند با شیوه‌هایی که امروزه ناممکن بوده، به قلب ستارگان نفوذ کنند. پروفسور جیم هاف، فیزیکدان دانشگاه گلاسکو و رهبر گروه انگلیسی در Geo600 اظهار کرد: ما به دنبال ایجاد یک گونه جدید ستاره‌شناسی هستیم. تاکنون تمام چیزی که ما درمورد جهان آموخته‌ایم، بر اساس مطالعات تابش الکترومغناطیسی از تابش‌های مادون قرمز تا نور مرئی و پرتو گاما بوده است.

هاف افزود: امواج گرانشی گونه کاملا جدیدی از ستاره شناسی را پایه‌گذاری خواهد کرد.

علاوه بر این پروژه، آشکارسازهای دیگری نیز در جهان در تلاش برای شکار این امواج گریزان هستند. تمام این پروژه‌ها از دو بازوی بلند برخوردار بوده که در زاویه قائم نسبت به هم تنظیم و از یک نقطه مرکزی گسترده شده‌اند. این بازوها همچنین از تجهیزات اندازه‌گیری بسیاری حساسی برخوردارند.

به گفته هاف، در زمان ورود یک موج گرانشی به آشکارساز، به لرزش موقت یکی از بازوها و تمدید بازوی دیگر بر اساس زاویه ورود خود می‌پردازد. این در حالیست که این امواج در زمان دستیابی به این آشکارسازها از قدرت بسیار کم برخوردار بوده که بازوی دستگاه را تنها به اندازه کسری از قطر پروتون تغییر می‌دهد.

این سنجش بسیار کوچک برای شناسایی امواج گرانشی تا کنون با شکست مواجه شده، در حالیکه دانشمندان هنوز اطمینان دارند در آینده نزدیک قادر به انجام آن خواهند بود.